گاهی میدانیم چه کاری باید انجام دهیم، اما شروع کردن کار را مرتب به تعویق میاندازیم. ممکن است این رفتار را تنبلی یا اهمالکاری بدانیم، درحالیکه دشواری شروع کار همیشه یک علت مشخص ندارد.
در این راهنما با پنج مانع احتمالی شروع کار آشنا میشوید و یاد میگیرید چگونه اولین قدم را مشخص کرده، شرایط را آماده کنید و برای شروع زمان مناسبی را کنار بگذارید.
دو هفته است که «نوشتن پروپوزال پروژه» در فهرست کارهایتان مانده است. هر روز تصمیم میگیرید آن را شروع کنید، اما وقتی زمان انجامش میرسد، سراغ کار دیگری میروید.
شاید با خودتان بگویید: «چرا نمیتوانم این کار را شروع کنم؟» یا تصور کنید انگیزه کافی ندارید.
اما ممکن است مسئله چیز دیگری باشد: نمیدانید از کجا شروع کنید، کار بیش از حد بزرگ به نظر میرسد، از نتیجه آن نگرانید یا ابزار و زمان لازم را ندارید.
برای شروع کردن کار، بهتر است ابتدا بفهمیم چه چیزی مانع آغاز آن شده است. وقتی مانع را بشناسیم، میتوانیم بهجای تکرار یک تصمیم کلی، اولین اقدام متناسب با همان شرایط را انتخاب کنیم.
آیا شروعنکردن کار همان اهمالکاری است؟
خیر؛ هر بار شروعنکردن یک فعالیت لزوماً اهمالکاری نیست.
اهمالکاری معمولاً به وضعیتی اشاره دارد که انجام کاری را با وجود قصد قبلی و آگاهی از پیامدهای احتمالی تأخیر، به تعویق میاندازیم. این رفتار گاهی با احساسات ناخوشایند، نگرانی از نتیجه یا دشواری تصمیمگیری همراه است.
برای مثال، اگر زمان کافی دارید و میدانید باید گزارشی را آماده کنید، اما هر بار برای دور شدن از دشواری آن سراغ کارهای کماهمیتتر میروید، احتمال دارد با نوعی تعلل یا اهمالکاری روبهرو باشید.
در مقابل، اگر برای شروع گزارش به اطلاعاتی نیاز دارید که هنوز دریافت نکردهاید، مشکل اصلی ممکن است آماده نبودن پیشنیازها باشد.
همچنین وقتی برنامه روزانه واقعاً فرصتی برای انجام کار باقی نمیگذارد، راهحل الزاماً تلاش بیشتر برای شروع نیست؛ شاید لازم باشد زمانبندی و اولویتها را بازنگری کنید.
بنابراین پیش از تلاش برای غلبه بر اهمالکاری، بهتر است مشخص کنید آیا انجام کار ممکن است اما آن را به تعویق میاندازید، یا مانعی واقعی برای شروع وجود دارد؟
تفاوت تنبلی، اهمالکاری و دشواری شروع کار چیست؟
در گفتوگوهای روزمره، اصطلاحات «تنبلی»، «اهمالکاری» و «شروعنکردن کار» گاهی بهجای یکدیگر استفاده میشوند؛ اما معنای یکسانی ندارند.
| اصطلاح | منظور چیست؟ | مثال |
|---|---|---|
| تنبلی | برچسبی روزمره برای کمکاری یا بیمیلی به تلاش که بهتنهایی علت رفتار را توضیح نمیدهد | «امروز حوصله انجام این کار را ندارم.» |
| اهمالکاری | به تعویق انداختن کاری که قصد انجام آن را داریم، با وجود احتمال پیامدهای نامطلوب تأخیر | «میدانم باید گزارش را شروع کنم، اما مرتب سراغ کارهای دیگر میروم.» |
| دشواری شروع کار | مشکل در آغاز یک فعالیت که ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد | «میخواهم شروع کنم، اما نمیدانم اولین قدم چیست.» |
این تفاوتها مرزهای کاملاً جداگانهای ندارند. برای مثال، دشواری شروع میتواند یکی از نمودهای اهمالکاری باشد، اما ممکن است از کمبود اطلاعات، خستگی، محدودیت زمان یا شرایط نامناسب نیز ناشی شود.
به همین دلیل، بهجای اینکه خودمان را تنبل بنامیم، بهتر است رفتار و مانع مشخص را بررسی کنیم. دانستن علت احتمالی شروعنکردن کار، انتخاب راهکار مناسب را آسانتر میکند.
شروعنکردن کار با عقبافتادن از برنامه چه تفاوتی دارد؟
گاهی کاری را هنوز آغاز نکردهایم و گاهی آن را شروع کردهایم، اما نتوانستهایم طبق برنامه ادامه دهیم. راهکار این دو وضعیت لزوماً یکسان نیست.
فرض کنید قرار بوده امروز گزارشی آماده کنید. اگر هنوز فایل گزارش را باز نکردهاید، مسئله اصلی ممکن است دشواری شروع باشد. اما اگر نوشتن را آغاز کردهاید و جلسهای پیشبینینشده مانع تکمیل آن شده، احتمالاً باید برنامه باقیمانده را اصلاح کنید.
| موضوع | شروعنکردن کار | عقبافتادن از برنامه |
|---|---|---|
| وضعیت | فعالیت هنوز آغاز نشده است | فعالیت شروع شده، اما طبق انتظار پیش نرفته است |
| مانع احتمالی | ابهام، بزرگی کار، نگرانی یا نبود شرایط مناسب | وقفه، تخمین نادرست زمان یا تغییر اولویت |
| پرسش اصلی | چه چیزی مانع شروع است؟ | چرا برنامه طبق انتظار اجرا نشد؟ |
| اقدام مناسب | شناسایی مانع و تعیین قدم اول | بررسی علت تأخیر و اصلاح برنامه |
این دو وضعیت ممکن است با هم ارتباط داشته باشند؛ کاری که عقب افتاده، گاهی برای شروع دوباره نیز دشوار میشود.
اگر مسئله اصلی شما اصلاح زمانبندی است، مقاله چرا کارهای برنامهریزیشده عقب میافتند و چگونه برنامه را اصلاح کنیم؟ را بخوانید.
چرا بعضی کارها را شروع نمیکنیم؟ پنج مانع احتمالی
شروعنکردن کار همیشه یک دلیل مشخص ندارد. گاهی چند مانع همزمان وجود دارند و گاهی مشکل اصلی، اهمالکاری نیست؛ بلکه شرایط فعلی اجازه انجام فعالیت را نمیدهد.
پنج مانع زیر به شما کمک میکنند وضعیت خود را بررسی کنید.
۱. نمیدانیم دقیقاً از کجا شروع کنیم
گاهی عنوان کار روشن است، اما نمیدانیم اولین فعالیت عملی چیست.
برای مثال، «آمادهکردن پیشنهاد پروژه» مشخص نمیکند ابتدا باید منابع را بررسی کنیم، ساختار سند را بنویسیم یا اطلاعات لازم را جمعآوری کنیم.
در این شرایط از خودتان بپرسید:
«اولین کاری که برای پیشبرد این فعالیت باید انجام دهم چیست؟»
پاسخ میتواند به سادگی «باز کردن سند و نوشتن اولین عنوان» باشد.
هرچه اولین حرکت مشخصتر باشد، هنگام شروع کمتر مجبور میشوید درباره چگونگی انجام کار تصمیم بگیرید.
۲. کار بیش از حد بزرگ به نظر میرسد
گاهی میدانیم چه کاری باید انجام دهیم، اما تصور میکنیم شروع آن به چند ساعت زمان یا انرژی زیادی نیاز دارد.
برای مثال، نوشتن یک پروپوزال ششصفحهای ممکن است سنگین به نظر برسد.
بهجای تمرکز بر کل سند، میتوانیم اولین بخش آن را انتخاب کنیم؛ مثلاً فقط عنوانهای اصلی را بنویسیم یا پیشنویس مقدمه را آماده کنیم.
این کار حجم واقعی پروژه را کاهش نمیدهد، اما میتواند آغاز آن را سادهتر کند.
۳. ابزارها و شرایط شروع آماده نیستند
گاهی اولین قدم روشن است، اما برای انجام آن باید چند پیشنیاز فراهم شود.
ممکن است لازم باشد فایلی را پیدا کنیم، به حساب کاربری یک ابزار وارد شویم یا اطلاعاتی را از همکارمان دریافت کنیم.
اگر انجام فعالیت به پاسخ فرد دیگری وابسته است، شاید مناسبترین قدم اول، درخواست همان اطلاعات باشد.
بهتر است پیش از زمان شروع، فقط ابزارها و اطلاعات ضروری برای اولین اقدام را آماده کنیم؛ نه تمام منابعی را که ممکن است در مراحل بعدی لازم شوند.
۴. نگران نتیجه کار هستیم
گاهی کار را شروع نمیکنیم، چون نگرانیم نتیجه آن خوب نباشد یا انتظارات خودمان و دیگران را برآورده نکند.
برای مثال، ممکن است هنگام نوشتن پیشنهاد پروژه مدام فکر کنیم آیا کارفرما آن را میپذیرد یا نه. همین نگرانی میتواند نوشتن اولین جمله را دشوار کند.
پژوهشگران تعلل، ارتباط این رفتار با تنظیم هیجان را نیز بررسی کردهاند.
سیرویس و پیچیل در مقالهای در سال ۲۰۱۳ توضیح میدهند که اهمالکاری گاهی میتواند با تلاش برای بهترکردن حال فرد در کوتاهمدت ارتباط داشته باشد؛ حتی اگر این انتخاب در آینده پیامدهای نامطلوبی ایجاد کند.
البته این توضیح درباره همه موارد تعلل صدق نمیکند و به معنای آن نیست که هر فردی که کاری را شروع نمیکند، دچار اضطراب است.
اگر نگرانی از کیفیت مانع شروع شده، میتوانید ابتدا پیشنویسی ساده تهیه کنید و بررسی و اصلاح آن را به مرحله بعد موکول کنید.
۵. واقعاً زمان کافی نداریم
گاهی شروعنکردن یک فعالیت نتیجه کمبود واقعی زمان است.
ممکن است برنامه روزانه آنقدر شلوغ باشد که حتی فرصت کوتاهی برای انجام کار جدید باقی نماند. در این وضعیت، کوچککردن قدم اول بهتنهایی مشکل را حل نمیکند.
ابتدا بررسی کنید چه مقدار زمان در اختیار دارید و آیا میتوانید بدون کنارگذاشتن مسئولیتهای ضروری، فرصتی ایجاد کنید.
اگر زمان کافی ندارید، شاید لازم باشد تاریخ انجام فعالیت را تغییر دهید، از حجم تعهدات کم کنید یا اولویتها را دوباره بررسی کنید.
نکته: این پنج مانع، دستهبندی عملی برای بررسی مشکلات شروع کار هستند؛ نه پنج علت علمی قطعی یا یک ابزار تشخیص روانشناختی.
پیرز استیل در مرور و فراتحلیل خود درباره تعلل، عوامل مختلفی مانند ناخوشایندبودن کار، خودکارآمدی، فاصله زمانی تا نتیجه و تکانشگری را بررسی کرده است. این پژوهش نشان میدهد اهمالکاری پدیدهای چندعاملی است و نمیتوان آن را صرفاً به یک ویژگی شخصیتی نسبت داد.
نقطه ورود چیست و چطور به شروع کار کمک میکند؟
پس از شناخت مانع، نوبت آن است که مشخص کنید چگونه فعالیت را آغاز کنید.
در این راهنما از اصطلاح «نقطه ورود» استفاده میکنیم.
نقطه ورود، اولین حرکت ساده و مشخص برای آغاز یک فعالیت است؛ نه انجام کل آن. بهتر است هم خود حرکت و هم موضوعی که روی آن کار میکنید روشن باشد. برای اجرای آن نیز میتوانید زمان یا موقعیت مشخصی تعیین کنید.
برای مثال، اگر قرار است پیشنهاد پروژهای بنویسید، نقطه ورود میتواند چنین باشد:
«فایل پیشنهاد پروژه را باز کنم و اولین عنوان را بنویسم.»
این حرکت میتواند شروع اقدام بزرگترِ «آمادهکردن ساختار پنجعنوانی سند» باشد. لازم نیست همان لحظه تمام پیشنهاد را بنویسید.
نقطه ورود چه تفاوتی با اقدام بعدی دارد؟
در مقاله تقسیم پروژه به کارهای کوچک، درباره مشخصکردن کارهای لازم برای پیشبرد پروژه صحبت کردیم.
اقدام بعدی معمولاً کاری است که شما را به نتیجه موردنظر نزدیکتر میکند و خروجی مشخصی دارد؛ اما نقطه ورود بر اولین حرکت برای آغاز همان اقدام تمرکز میکند.
برای مثال:
- کار: نوشتن پیشنویس پیشنهاد پروژه
- اقدام بعدی: آمادهکردن ساختار اولیه سند
- نقطه ورود: بازکردن سند و نوشتن اولین عنوان
گاهی نقطه ورود خودش بخشی از اقدام بعدی است و گاهی فقط شرایط انجام آن را آماده میکند.
هدف از این تفکیک، پیچیدهترکردن برنامهریزی نیست؛ میخواهیم بدانیم وقتی زمان انجام کار رسید، اولین حرکت چیست.
نقطه ورود را چطور مشخص کنیم؟
برای تبدیل نقطه ورود به یک برنامه قابل اجرا، سه چیز را روشن کنید:
- چه کاری انجام میدهم؟ مثلاً بازکردن یک سند.
- روی چه چیزی کار میکنم؟ مثلاً فایل پیشنهاد پروژه.
- چه زمانی یا در چه موقعیتی شروع میکنم؟ مثلاً فردا ساعت ۹، پشت میز کار.
دو مورد اول، خودِ حرکت آغازین را روشن میکنند و مورد سوم نشان میدهد چه زمانی یا در چه موقعیتی قرار است آن را انجام دهید.
برای مثال:
«فردا ساعت ۹، فایل پیشنهاد پروژه را باز کنم و اولین عنوان را بنویسم.»
لازم نیست همه نقطههای ورود دقیقاً با همین قالب نوشته شوند. مهم این است که حرکت آغازین مشخص باشد و زمان اجرای آن با شرایط واقعی هماهنگ شود.
تست نقطه ورود: آیا میدانم چطور کار را شروع کنم؟
پس از مشخصکردن حرکت، موضوع و زمان شروع، سه پرسش زیر را برای بررسی امکان اجرای آن مطرح کنید.
در این مقاله آنها را «تست نقطه ورود» مینامیم. این تست یک ابزار آموزشی پیشنهادی است، نه آزمونی علمی یا استانداردشده؛ بنابراین نتیجه آن تضمینکننده انجام کار نیست.
۱. آیا میدانم اولین حرکت را روی چه چیزی انجام میدهم؟
«باید روی پروژه کار کنم» عنوانی کلی است؛ اما «فایل پیشنهاد پروژه را باز کنم و اولین عنوان را بنویسم» هم حرکت و هم موضوع آن را مشخص میکند.
اگر هنوز نمیدانید دقیقاً چه کاری انجام دهید، نقطه ورود را روشنتر بنویسید.
۲. آیا ابزار و اطلاعات لازم را دارم؟
لازم نیست تمام منابع پروژه آماده باشند؛ فقط پیشنیازهای اولین قدم اهمیت دارند.
اگر فایل موردنیاز را ندارید، میتوانید «درخواست فایل از همکار» را به نقطه ورود تبدیل کنید.
۳. آیا در زمان انتخابشده امکان شروع دارم؟
اگر ساعت ۹ جلسه دارید، تعیین همان ساعت برای شروع فعالیت انتخاب مناسبی نیست.
زمانی را انتخاب کنید که با مسئولیتها و شرایط واقعی شما هماهنگ باشد.
اگر پاسخ هر سه پرسش «بله» باشد، برنامه روشنتری برای آغاز فعالیت دارید. اگر پاسخ یکی از پرسشها «نه» است، همان بخش را اصلاح کنید.
هدف این تست تضمین شروع نیست؛ کاهش ابهامها و موانع قابل شناسایی پیش از اجراست.
چطور قدم اول را کوچک کنیم، بدون اینکه هدف اصلی تغییر کند؟
فرض کنید قرار است یک پیشنهاد پروژه ششصفحهای بنویسید.
برای شروع لازم نیست کل سند را یکجا آماده کنید. میتوانید ابتدا پنج عنوان اصلی را مشخص کنید، سپس برای هر بخش توضیح کوتاهی بنویسید و در مرحله بعد متن را کامل کنید.
کوچککردن قدم اول، به معنای کوچککردن هدف نهایی نیست.
نتیجه همچنان همان سند ششصفحهای است؛ فقط آغاز کار سادهتر شده است.
البته اگر زمان یا منابع کافی ندارید، ممکن است لازم باشد خود هدف یا موعد تحویل را نیز بازنگری کنید.
بنابراین دو تصمیم متفاوت داریم: کوچککردن قدم اول برای آسانترشدن شروع و تغییر حجم پروژه برای هماهنگکردن نتیجه با امکانات واقعی.
ابزارها و محیط شروع را از قبل آماده کنید
گاهی نقطه ورود را مشخص کردهایم، اما هنگام شروع متوجه میشویم فایل، اطلاعات یا ابزار موردنیاز در دسترس نیست.
برای کاهش این موانع، چند اقدام ساده میتواند کمککننده باشد:
- پیشنیازهای ضروری را آماده کنید. فقط فایلها و اطلاعاتی را فراهم کنید که برای اولین قدم لازماند.
- نقطه ورود را یادداشت کنید. بهجای عنوان کلی «کار روی پیشنهاد»، بنویسید «فایل را باز کنم و اولین عنوان را بنویسم».
- محیط مناسبی انتخاب کنید. فضایی را در نظر بگیرید که با نوع فعالیت هماهنگ باشد.
- حواسپرتیهای قابل کنترل را کاهش دهید. در صورت امکان، اعلانهای غیرضروری را هنگام انجام کار محدود کنید.
آمادهسازی نباید خودش به فعالیتی طولانی تبدیل شود که کار اصلی را بیشتر به تعویق میاندازد.
فقط آنچه واقعاً برای شروع لازم است، فراهم کنید.
چطور برای شروع کار زمان مشخص کنیم؟
بین این دو برنامه تفاوت مهمی وجود دارد:
- مبهم: «فردا روی پیشنهاد پروژه کار میکنم.»
- مشخص: «فردا ساعت ۹، فایل پیشنهاد را باز میکنم و نوشتن اولین عنوان را شروع میکنم.»
در برنامه دوم، هم زمان شروع روشن است و هم اولین فعالیت.
این نوع برنامهریزی با مفهوم «قصد اجرایی» در روانشناسی ارتباط دارد؛ یعنی پیوند دادن یک موقعیت مشخص با رفتاری که میخواهیم انجام دهیم.
برای مثال:
«اگر فردا ساعت ۹ پشت میز کارم بودم، فایل پیشنهاد پروژه را باز میکنم و اولین عنوان را مینویسم.»
این الگوی ساده «اگر–آنگاه» است.
گولوویتزر و شیران در فراتحلیلی در سال ۲۰۰۶ گزارش کردهاند که برنامههای «اگر–آنگاه» میتوانند به تبدیل قصد به عمل و دستیابی به هدف کمک کنند.
البته صرف تعیین ساعت، شروع فعالیت را تضمین نمیکند. موقعیت انتخابشده باید واقعی باشد و رفتار موردنظر نیز بهاندازه کافی مشخص باشد.
برای استفاده عملی از این روش، سه نکته را در نظر بگیرید:
- بازهای متناسب با کار انتخاب کنید. مثلاً بهجای دو ساعت فعالیت، ابتدا ۲۰ دقیقه برای آمادهکردن ساختار سند کنار بگذارید. این مدت فقط یک مثال است.
- زمان شروع را واقعبینانه تعیین کنید. اگر صبحها جلسه دارید، ساعت دیگری را انتخاب کنید.
- شروع را از تمامکردن جدا کنید. هدف نشست اول میتواند فقط آمادهکردن یک بخش مشخص باشد.
برای آشنایی بیشتر با اختصاص زمان به فعالیتها، مقاله زمانبندی بلوکی چیست و چگونه آن را اجرا کنیم؟ را بخوانید.
در پروپلنر نیز میتوانید اولین قدم خود را بهصورت یک برنامه زماندار ثبت کنید تا زمان انجام آن در تقویم مشخص باشد.
مثال کامل: کاری که دو هفته شروع نشده است
سارا دو هفته است تصمیم دارد یک خبرنامه راهاندازی کند و نخستین شماره آن را منتشر کند. بااینحال، هر بار این کار را به روز دیگری موکول میکند.
این بار بهجای تکرار تصمیم قبلی، میخواهد مانع شروع را بشناسد و اولین قدم را مشخص کند.
قدم اول: شناخت مانع
سارا متوجه میشود دو موضوع برایش مبهم است: مسیر راهاندازی خبرنامه را دقیق نمیداند و هنوز ابزار انتشار آن را انتخاب نکرده است.
بنابراین تصمیم میگیرد فعلاً بهجای تمرکز بر انتشار اولین شماره، اطلاعات اولیه لازم را جمع کند.
قدم دوم: مشخصکردن نقطه ورود
او اقدام بعدی خود را اینطور تعریف میکند:
«سه ابزار مناسب برای ساخت خبرنامه را پیدا کنم و نام آنها را یادداشت کنم.»
سپس نقطه ورود را مشخص میکند:
«مرورگر را باز کنم، اولین ابزار خبرنامه را جستوجو کنم و نام آن را در فایل یادداشت بنویسم.»
این حرکت، شروعِ اقدام بعدی است؛ نه تمام آن. انتخاب نهایی ابزار و انتشار خبرنامه نیز به مراحل بعد تعلق دارند.
قدم سوم: آمادهکردن شرایط
سارا سهشنبهشب یک فایل یادداشت با عنوان «ابزارهای خبرنامه» ایجاد میکند و مطمئن میشود به اینترنت دسترسی دارد.
او جستوجو را همان شب انجام نمیدهد؛ چون آن را برای نشست اولیه چهارشنبه در نظر گرفته است. مقایسه امکانات ابزارها نیز پس از تهیه فهرست اولیه انجام خواهد شد.
قدم چهارم: تعیین زمان شروع
او در تقویم ثبت میکند:
چهارشنبه، ساعت ۹ تا ۹:۲۰ — جستوجو و ثبت سه ابزار پیشنهادی برای خبرنامه
نقطه ورود در ساعت ۹: بازکردن مرورگر، جستوجوی اولین ابزار و ثبت نام آن در فایل. پس از این حرکت، سارا میتواند در ادامه همان بازه سراغ دو ابزار دیگر برود. قرار نیست در این نشست کل خبرنامه را راهاندازی کند.
قدم پنجم: انجام اولین کار
در این مثال فرض کنیم سارا چهارشنبه ساعت ۹ کار را شروع میکند.
او طبق نقطه ورود تعیینشده ابتدا نام اولین ابزار را ثبت میکند و سپس جستوجو را ادامه میدهد. در این مثال، تا پایان نشست نام سه گزینه را یادداشت میکند؛ اگر فقط دو گزینه پیدا میکرد هم میتوانست ادامه جستوجو را برای زمان دیگری برنامهریزی کند.
قدم بعدی احتمالاً مقایسه امکانات ابزارها، انتخاب یکی از آنها و ساخت حساب کاربری است.
چه چیزی تغییر کرده است؟
هدف نهایی سارا همچنان انتشار خبرنامه است؛ اما بهجای تلاش برای انجام همه مراحل بهصورت یکجا، نقطه ورود را در زمان تعیینشده اجرا کرده و اقدام بعدی را پیش برده است.
البته این روش برای همه موقعیتها کافی نیست. اگر مانع اصلی چیز دیگری باشد، ممکن است به راهکار متفاوتی نیاز داشته باشیم.
اگر با وجود کوچککردن قدم اول، باز هم شروع نکردیم چه کنیم؟
گاهی اولین قدم روشن است، ابزارهای لازم را آماده کردهایم و برای انجام کار زمان گذاشتهایم، اما باز هم آن را شروع نمیکنیم.
در چنین شرایطی، بهتر است بهجای تکرار همان برنامه، علت احتمالی را دوباره بررسی کنیم.
۱. مانع واقعی را بازبینی کنید
ممکن است تصور کرده باشید مشکل فقط بزرگی کار است، اما بعد متوجه شوید نگرانی از نتیجه نیز نقش دارد.
در این وضعیت، کوچککردن بیشتر فعالیت لزوماً کافی نیست.
۲. شروع را از ارزیابی کیفیت جدا کنید
اگر نگران نتیجه هستید، میتوانید ابتدا چند جمله یا یک پیشنویس ساده تهیه کنید و بررسی کیفیت را به مرحله بعد موکول کنید.
این کار ممکن است کمککننده باشد، اما قرار نیست نگرانی را در همه افراد از بین ببرد.
۳. روش آغاز فعالیت را تغییر دهید
اگر نوشتن متن اولیه دشوار است، شاید بتوانید ابتدا نکات اصلی را با صدای بلند توضیح دهید یا آنها را بهصورت فهرست ثبت کنید.
مهم این است که روش شروع با نوع فعالیت و شرایط شما هماهنگ باشد.
۴. زمان و اولویت را دوباره بررسی کنید
اگر مسئولیتهای ضروری فرصت کافی باقی نگذاشتهاند، شاید بهتر باشد موعد کار را تغییر دهید یا درباره ضرورت انجام آن تصمیم بگیرید.
به تعویق انداختن آگاهانه کاری که اکنون امکان یا اولویت انجام آن وجود ندارد، لزوماً همان اهمالکاری نیست.
۵. در صورت نیاز، کار را بیشتر تقسیم کنید
اگر هنوز نمیدانید برای انجام فعالیت چه مراحلی پیش رو دارید، ممکن است کار از آنچه تصور میکردید بزرگتر باشد.
در این شرایط، راهنمای تقسیم پروژه به کارهای کوچک؛ چطور از هدف به اقدام بعدی برسیم؟ میتواند کمککننده باشد.
۶. دشواری شدید و مداوم را جداگانه بررسی کنید
گاهی دشواری شروع فعالیتها به یک کار خاص محدود نیست و در بخشهای مختلف زندگی تکرار میشود.
اگر این وضعیت مداوم است، ناراحتی قابلتوجه ایجاد میکند یا عملکرد روزمره شما را مختل کرده است، گفتوگو با متخصص سلامت روان میتواند برای بررسی عوامل مؤثر مفید باشد.
نباید صرفاً از روی شروعنکردن چند کار، درباره وجود یک مشکل روانشناختی نتیجهگیری کنیم.
جمعبندی: برای شروع کار، اولین قدم را روشن کنید
شروعنکردن کار همیشه به معنای تنبلی یا اهمالکاری نیست. گاهی مسیر فعالیت مبهم است، کار بیش از حد بزرگ به نظر میرسد، پیشنیازها آماده نیستند، از نتیجه نگرانیم یا واقعاً زمان کافی نداریم.
برای پیدا کردن راهکار مناسب، ابتدا مانع اصلی را بررسی کنید.
اگر مشکل ابهام یا بزرگی کار است، اولین قدم را روشنتر و کوچکتر کنید. اگر ابزار یا اطلاعات لازم را ندارید، پیشنیازها را فراهم کنید. اگر زمان کافی ندارید، برنامه و اولویتها را واقعبینانهتر بررسی کنید.
چکلیست شروع یک کار عقبافتاده
- مشخص کردهام چه چیزی مانع شروع کار شده است.
- میدانم نتیجه نهایی فعالیت چیست.
- اولین حرکت کوچک و مشخص را انتخاب کردهام.
- ابزار و اطلاعات ضروری برای همان قدم آمادهاند.
- نقطه ورود را با سه پرسش مقاله بررسی کردهام.
- زمان مناسبی برای شروع در نظر گرفتهام.
- انتظار ندارم تمام فعالیت را در اولین نشست تمام کنم.
- اگر شروع ممکن نشد، دوباره مانع را بررسی میکنم.
اکنون یکی از کارهایی را انتخاب کنید که مدتهاست انجام آن را به تعویق انداختهاید.
از خودتان بپرسید چه چیزی مانع شروع آن شده است و اولین کاری که میتوانید برای پیشبردش انجام دهید چیست.
سپس در صورت امکان، زمانی کوتاه و واقعی در برنامه امروز یا فردای خود به همان قدم اختصاص دهید.
لازم نیست تمام کار را یکباره انجام دهید؛ کافی است برای آغاز آن، قدمی روشن و متناسب با شرایط خود انتخاب کنید.
اولین قدم را مشخص کنید؛ شروع را عقب نیندازید
کاری دارید که مدتهاست شروع نکردهاید؟ اولین قدم آن را مشخص کنید و در تقویم پروپلنر برای انجامش زمان بگذارید. لازم نیست همه کار را یکباره انجام دهید.
پرسشهای متداول
چرا کارها را شروع نمیکنیم؟
شروعنکردن کار میتواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ از مشخصنبودن مسیر و بزرگبودن فعالیت گرفته تا آمادهنبودن ابزارها، نگرانی از نتیجه و کمبود واقعی زمان.
برای انتخاب راهکار مناسب، بهتر است ابتدا مانع اصلی را بشناسیم.
آیا شروعنکردن کار همیشه اهمالکاری است؟
خیر. اگر امکان انجام فعالیت وجود دارد، اما با وجود قصد قبلی آن را مرتب به تعویق میاندازید، ممکن است اهمالکاری در میان باشد.
اما اگر زمان کافی یا پیشنیازهای لازم را ندارید، باید همان محدودیتها را بررسی کنید.
چطور بفهمم مشکل من تعلل است یا کمبود واقعی زمان؟
اگر مسئولیتهای ضروری فرصتی برای فعالیت باقی نمیگذارند، ممکن است مشکل اصلی محدودیت واقعی برنامه باشد.
اما اگر فرصت انجام کار وجود دارد و با وجود تصمیم قبلی، مرتب آن را به تعویق میاندازید، بررسی عوامل مرتبط با تعلل مفید است.
این دو وضعیت ممکن است همزمان نیز رخ دهند.
نقطه ورود چیست و چه تفاوتی با اقدام بعدی دارد؟
نقطه ورود اولین حرکت مشخص برای آغاز فعالیت است.
اقدام بعدی کاری است که فعالیت را به نتیجه نزدیکتر میکند. گاهی نقطه ورود بخشی از همان اقدام بعدی است؛ مثلاً بازکردن سند و نوشتن اولین عنوان.
آیا کوچککردن قدم اول به معنای کوچککردن هدف است؟
خیر. میتوانید نتیجه نهایی را حفظ کنید و فقط اولین قدم را سادهتر انتخاب کنید.
برای مثال، هدف همچنان نوشتن یک گزارش کامل است، اما قدم اول میتواند مشخصکردن عنوانها و ساختار آن باشد.
اگر بعد از کوچککردن قدم اول باز هم شروع نکردم چه کنم؟
دوباره بررسی کنید چه چیزی مانع شروع شده است.
ممکن است مشکل به نگرانی از نتیجه، کمبود اطلاعات، زمان نامناسب یا روش شروع مربوط باشد.
اگر فعالیت هنوز مبهم یا بزرگ است، میتوانید آن را بیشتر تقسیم کنید.
آیا باید منتظر انگیزه بمانم تا کار را شروع کنم؟
داشتن انگیزه میتواند کمککننده باشد، اما لازم نیست همیشه منتظر احساس آمادگی کامل بمانید.
در بعضی موقعیتها، مشخصکردن یک قدم کوچک و آغاز آن میتواند ادامه کار را آسانتر کند؛ البته این روش برای همه افراد و فعالیتها نتیجه یکسانی ندارد.
چه مدت برای قدم اول در نظر بگیرم؟
مدت ثابتی وجود ندارد.
اگر آغاز فعالیتی طولانی دشوار است، میتوانید ابتدا بازه کوتاهی، مثلاً ۱۵ تا ۲۰ دقیقه، انتخاب کنید.
مهمتر از مدت زمان، روشنبودن فعالیت و امکان واقعی انجام آن است.
اگر از نتیجه کار میترسم، چطور شروع کنم؟
میتوانید ابتدا یک پیشنویس ساده تهیه کنید و ارزیابی کیفیت را به مرحله بعد موکول کنید.
اگر نگرانی شدید، مداوم یا مختلکننده فعالیتهای روزمره است، بهتر است موضوع را فراتر از یک مسئله ساده برنامهریزی بررسی کنید و در صورت نیاز از متخصص کمک بگیرید.
منابع و مطالعه بیشتر
-
Steel, P. (2007) — The Nature of Procrastination: A Meta-Analytic and Theoretical Review of Quintessential Self-Regulatory Failure
— Psychological Bulletin
مرور و فراتحلیلی درباره عوامل مرتبط با تعلل، از جمله ناخوشایندبودن کار، خودکارآمدی، فاصله زمانی تا نتیجه و تکانشگری. از این پژوهش برای توضیح چندعاملیبودن تعلل استفاده شده است؛ نه برای اثبات دستهبندی پنجگانه یا «تست نقطه ورود» این مقاله.
-
Sirois, F. M., & Pychyl, T. A. (2013) — Procrastination and the Priority of Short-Term Mood Regulation: Consequences for Future Self
— Social and Personality Psychology Compass
مروری نظری درباره ارتباط تعلل با تنظیم هیجان و تلاش برای بهتر کردن حال در کوتاهمدت. این مقاله بهتنهایی ثابت نمیکند که نگرانی یا اضطراب علت تمام موارد شروعنکردن کار است.
-
Gollwitzer, P. M., & Sheeran, P. (2006) — Implementation Intentions and Goal Achievement: A Meta-Analysis of Effects and Processes
— Advances in Experimental Social Psychology
فراتحلیلی درباره برنامههای «اگر–آنگاه» و نقش مشخصکردن موقعیت و رفتار در تبدیل قصد به عمل. این پژوهش، قالب اختصاصی «نقطه ورود» در مقاله حاضر را مستقیماً آزمایش نکرده است.
