کار

پنج استراتژی برای داشتن شغل پاره وقت موفق

تاریخ انتشار مقاله 2001-07-01 تاریخ انتشار در سایت 1397/12/07

اکثر حرفه ای ها شروع به کار در نیمه وقت میکنند تا در زندگی خود راه حل هایی را پیدا کنند. آنها بچه های کوچک دارند،که می خواهند مدرک کارشناسی ارشد را دریافت کنند، نیاز به مراقبت از پدر و مادر پیرشان دارند. با این همه، اغلب، کار نیمه وقت مشکلات زیادی را در عین اینکه حل می کند، به وجود هم می آورد. در بهترین حالت، بسیاری از کارکنان شغل پاره وقت ، زمان بسیاری زیادی از آنچه انتظار داشتند، در کار سپری میکنند. در بدترین حالت، آنها اهمیت خود را به سازمان هایشان، آهسته اما کامل از دست میدهند. در حال حاضر، هر چند، پس از اینکه دو نسل با چنین مشکلاتی دست و پنجه نرم میکنند، برخی از کارکنان پاره وقت، استراتژی هایی را یافته اند که موفق می شوند.

توجه داشته باشید که ما می گوییم که کارکنان نیمه وقت خود این راه حل ها را پیدا کرده اند. اگر چه اکثر مدیران در این لحظه موافق هستند که کار نیمه وقت می تواند به یک سازمان سودمند باشد، اما هنوز هم کارمندان پاره وقت بخشی از کارهای سنگین را انجام می دهند. این به دو دلیل است. اول ساده است: اضافه بار. تنظیم یک کار پاره وقت، زمان، انرژی و خلاقیت صرف میکند. اکثر مدیران، در حال حاضر با بسیاری از چالش های روزمره که اینجا لیست شده،روبرو هستند. طراحی و نگهداری کارهای نیمه وقت را به عنوان تنها یک مشکل دیگر ببینید. دوم، اکثر سازمان ها به مدیران دستورالعمل ها و یا سیاست های کمی، برای کمک به آنها در مدیریت کار نیمه وقت میدهند. بنابراین مدیران انگیزه کمتری برای شرکت در این فعالیت دارند. بنابراین، کارمندان نیمه وقت خود را در قلمرو نسبتا ناشناخته میبینند. و، ناگزیر، تعیین راه به عهده خودشان میشود.

برای دو سال گذشته، ما کار نیمه وقت را به عنوان بخشی از یک تحقیق گسترده در زمینه تحقیق درباره مسائل مربوط به تعادل کار و زندگی در ایالات متحده و کانادا مورد بررسی قرار داده ایم. ما با 30 کارمند پاره وقت را در هشت سازمان بزرگ و کوچک و 27 نفر از همکاران و مدیران آنها مصاحبه کردیم. نمونه ما شامل مهندسان، تحلیلگران مالی، متخصصین فناوری اطلاعات و مشاوران، .سایر افراد است. تقریبا 80٪ از بخشی که ما صحبت می کردیم زن بودند، عمدتا به این دلیل که بسیاری از کار های نیمه وقت به وسیله مسائل مربوط به مراقبت از کودکان تاثیر میپذیرد، که اغلب بر زنان تاثیر می گذارد.

تحقیقات ما شباهتهای قوی را، در رویکردهای کارمندان نیمه وقتِ موفق نشان داد. به طور خاص آنها:

  • اولویت های شغلی-زندگی، برنامه ها و (در صورت امکان) برنامه های آینده شان را  برای سازمان شفاف می سازند؛
  • انتشار پرونده های کسب و کار در ملاقات ها و تغییرات کوچک -حتی مثبت- در نتایج تاثیرگزارند؛
  • روال کاری خود را برای محفوظ کردن زمان در محل کار ایجاد کرده،و با مشخص کردن کارهای روزمره از زمان خود در خانه حفاظت می کنند؛
  • از مدیریت ارشد، نه تنها برای محافظت آنها از شر بدبینان بلکه برای دفاع کردن از آنها در ملاقاتهای رده های بالا و پایین، قهرمان ساخته اند.
  • به آرامی، اما محکم به همکاران خود یادآوری می کنند که، با وجود وضعیت نیمه وقت خود، هنوز در بازی هستند و نمی توانند نادیده گرفته شوند.

در نگاه اول، برخی از این استراتژی ها ممکن است به نظر آشنا باشند – که هستند، آنها ممکن است فکر کنند، که همان تاکتیک هایی که کارمندان موفق کار تمام وقت، برای تعادل خواسته های کار و زندگی شخصی استفاده می شود. اما با نگاهی دوباره، این متد ممکن است مشابه باشد، اما پایان متفاوت است. کارمندان پاره وقت از این استراتژی ها برای ایجاد یک محیط محافظ استفاده می کنند. آنها به دنبال کاهش خشم از همکاران تمام وقت هستند که می تواند منجر به حاشیه نشینی شود. آنها در حال تلاش برای کاهش ابهام هستند که ممکن است مدیران، همکاران، خانواده ها و گاهی حتی خودشان را سردرگم کنند. و هدفشان این است که سازمان را با مفهوم کار نیمه وقت راحت تر سازد. در صفحات زیر، ما این استراتژیها را در عمل بررسی خواهیم کرد. اما در ابتدا، چند کلمه در مورد آنچه تحقیقات ما، در مورد وضعیت عمومی حرفه ای نیمه وقت در کسب و کار امروز، نشان داده است خواهیم گفت.

 

سهم نیمه وقتان

اگرچه تقریبا 10 درصد از نیروی کار حرفه ای اکنون کار نیمه وقت انجام می دهد، تحقیقات ما نشان داد که بیشتر شغل های نیمه وقت هنوز هم بر اساس توافق های غیر رسمی است. هنگامی که سازمان ها سیاست های رسمی مانند مزایا برای کارمندان نیمه وقت مانند زمان تعطیلات و مرخصی بیمار در نظر می گیرند، معمولا به عنوان دستورالعمل های خشن استفاده می شوند. ما متوجه شدیم که حتی در یک شرکت، کارمندان نیمه وقت مختلف، تحت شرایط مختلف زمان، حقوق و مزایا کار می کنند. به عنوان مثال، در یک بخش از سازمانی که ما مطالعه می کنیم، مادرانی که از مرخصی دوران بارداری برمیگشتند، به طور معمول موقعيت های پاره وقت را به آنها اعطا می کردند. در یک واحد دو طبقه ای ، چنین طبقه بندی بی سابقه بود.

علاوه بر این، تحقیقات ما نشان داد، بسیاری از کارمندان نیمه وقت احساس می کنند که نه همکاران و نه سازمان به آنها احترام می گذارند. بسیاری از کارمندان نیمه وقت به ما گفتند که آنها در مورد کمبود تعهدشان نسبت به کار و در مورد "امتیازات" خود، از قبیل خروج زودتر، حرفهای زیادی شنیده اند. و در حالی که بیشتر کارمندان نیمه وقت، به طور معمول احساس غم و اندوه را به عنوان یک ناراحتی جزئی قلمداد کردند، آنها گفتند که برخی از تبعیض ها بسیار واقعی هستند. بعضی از آنها، به عنوان مثال، در منطقه  "کم اجاره" سازمان خود زندگی میکردند و بر خلاف دیگر کارمندان  آنها فضای اداری را با سایر کارمندان نمیه وقت به اشتراک  می گذاشتند. و بسیاری از آنها واجد شرایط بودن دریافت جایزه آخر[1] سال را از دست دادند. همانطور که یک تحلیلگر مالی نیمه وقت گفته است: "شما خیلی راحت میتوانید کسی را که برای تمام وقت بودنش جایزه آخر سال را دریافت کرده، بزنید. آنها می گویند: "شما نیمه وقت هستید"، پس چرا انتظارات زیادی دارید؟ "اما اگر در روزهایی که در اینجا حضور داشتم از انتظارات فراتر نروم، باید به همان اندازه که تمام وقتان هستند، واجد شرایط دریافت جایزه باشم "

بیشتر کارمندان نیمه وقت به ما گفتند که آنها عواقب وضعیت خود را به عنوان بخشی از معامله پذیرفته اند. اما آنها همچنین گفتند که بعضی اوقات اعتماد به نفس آنها از بین میرود، و آنها از خود میپرسند که آیا این کار ارزش تلاش دارد. یک مدیر حسابهای مشتری در یک شرکت روابط عمومی جهانی گفت: "هرگاه کسی راجع به موقعیت من سوال میپرسد، هزاران سؤال را در ذهن من جرقه می زند." "آیا من همان قدر ارزش اضافه میکنم که هر شخص دیگری میکند؟ آیا می توانم با سرعت کافی مهارت های علمی را یاد بگیرم وقتی که خیلی دور می مانم؟ "چنین احساسات نامناسبی که، بعضی از کارمندان نیمه وقت نشان می دهند، می توانند به زندگی شخصی آنها تاثیر بگذارد. همانطور که همان خانم افزود، "وقتی که من در محل کار هستم وهمانطورکه  به نظر می رسد، کار کردن در یک کار نیمه وقت سخت است، من به این فکر میکنم که، آیا دخترم خوشحال است وقتی که من در خانه نیستم؟"

ما متوجه شدیم که تبعیض درک شده، باعث می شود بسیاری از کارمندان نیمه وقت در مورد وضعیتشان حالت تدافعی بگیرند که می تواند آنها را در معرض آزرده شدن، قرار دهد. یکی از مدیران اجرایی که ما مصاحبه کردیم، حتی به مشتریانش نمی گفت که او نیمه وقت کار می کند. "من نگران بودم که فکر کنند من متعهد نیستم و یا کار را انجام نمیدهم. بنابراین اگر یک جلسه در روز پنجشنبه یا جمعه برگزار میشد، من آنجا میرفتم یا کسی را بجایم میفرستادم. من همیشه از طریق تلفن و پست الکترونیک در دسترس بودم. "یکی دیگر از کارمندان نیمه وقت به ما گفته بود که او در مورد وضعیت خود ناراحت بود؛ او گام هایی بکار گرفته است که انعطاف پذیری که در شغل نیمه وقت به دنبالش بود را، از بین برده است. برای مثال، اگر آموزش خاصی در روزهای تعطیل او ارائه شود، او هنوز هم می تواند حضور داشته باشد، یا اگر کودک در روز یک جلسه بزرگ بیمار باشد، او هنوز هم او را به مدرسه می فرستد. وقتی یک پروژه بزرگ بود، او شبها و تعطیلات آخر هفته را صرف آن میکرد. او به ما گفت "این ارزشش را دارد"، به همین دلیل سازمان می داند که من به آنها متعهد هستم، همانطور که آنها به من متعهد هستند "(در ضمن، این زن جزء گروهی از کارکنان نیمه وقتی نبود که، در استراتژی های موفق نتیجه گیری کردیم.)

این داستان ها موارد شدید است. اما تقریبا تمام پاسخ دهندگان ما اعتراف کردند که کار به طور معمول در زندگی خصوصی آنها نفوذ کرده است. شرکت کنندگان در این تحقیق معمولا تماس های اضطراری را در خانه می پذیرفتند، در جلسات مهم که در برنامه تعطیل آنها بود شرکت کردند و از تکنولوژی برای ارتباط با کار استفاده کردند. درست است که این شیوه ها معمولا به عنوان استثنا توصیف می شوند، اما اغلب آنها به اندازه کافی، برای نشان دادن اینکه مرز بین کار و زندگی شخصی  حفط شده است، سخت است.

خوشبختانه، تصویری که برای کارمندان نیمه وقت وجود دارد کاملا از ظالمانه بودن، دور نیست. بیایید نگاهی به استراتژی هایی بکنیم، که کارمندان نیمه وقت ایجاد کرده اند تا موقعیت منحصر به فرد خود را به موفقیت برسانند.

استراتژی 1: کارمندان نیمه وقت موفق، اولویت های شغلی-زندگی و برنامه های روزمره و برنامه شان برای آینده(و در صورت امکان) را شفاف می سازند.

گرچه اکثر کارمندان نیمه وقت، زنانی هستند که به دنبال گذراندن زمان بیشتری با فرزندان خود هستند، دلایل ترتیب کاری جایگزین به همان اندازه که افراد حرفه ای هم هستند، متفاوت است. برخی از افراد در مطالعه ما، کار نیمه وقت را به منظور رفتن به مدرسه انجام میدهند؛ دیگران برای مراقبت از والدین سالخورده می کنند. دقیقا به این دلیل است که کارمندان نیمه وقت دارای انگیزه های گوناگون هستند که باید در مورد اولویت هایشان صادق باشند. این وضوح راه را برای ارتباطات باز و صادقانه که کار نیمه وقت موفق میسازد، باز میکند.

کارمندان نیمه وقت نمی توانند خواستار این باشند که، کارفرمایان آنها دلیل رفتنشان به کار نیمه وقت را غیب گویی کنند. بسیاری از کارفرمایان از دانستن هر چیزی در مورد زندگی شخصی کارمند، خجالت می کشند، و به حریم خصوصی آنها در حالتی خوش نیتانه احترام میگذارند. اما دانستن "داستان زندگی" کارمند نیمه وقت ، بنابرصحبت ، عواقبی دارد. به عنوان مثال، تعدادی از مدیران و همکاران در مطالعه ما به شدت تمایلی به تماس با کارمندان نیمه وقت در خانه ندارند. به طور عجیب و غریبی، این کار معمولا به حجم کار کارمندان نیمه وقت اضافه می شود: وقتی به دفتر کار برگشتند، آنها مجبور بودند مشکلات بزرگ شده را که، می توانستند از طریق یک تماس سریع حل و فصل شوند، حل می کردند.

موفق ترین کارمندان نیمه وقت در مطالعه ما ، از طریق توضیح علت اینکه، چرا آنها نیمه وقت کار می کنند،چه میزان دخالت به آنها در زمانی که در خانه هستند مجاز است و حتی اینکه چه مدت آنها نیمه وقت کار خواهند کرد،از این نوع مشکلات جلوگیری کردند، به طور خلاصه، آنها در مورد اولویت هایشان صریح بودند. به عنوان مثال، یک کارمند نیمه وقت حرفه ای، به همکاران خود به طور گسترده اعلام کرد که،  او نیمه وقت کار می کند تا بعد از ظهر بتواند با دختر کوچکش باشد، اما او هنوز کار خود را در زندگی اش محسوب می کند و منتظر بازگشت به کار تمام وقت بعد 18 ماه است. زن دیگری اولویت های خود را مشخص کرد و گفت، او 20 ساعت در هفته کار می کند زیرا او وارد دوره ای هشت تا ده ساله زندگی با خانواده اش شده بود. این دو رویکرد به کار نیمه وقت مستلزم دو روابط بسیار متفاوت بین کارمندان نیمه وقت و سازمان است. با این حال، هر دو می توانند موفق شوند، زیرا کاملا صریح هستند.

تحقیقات ما نشان داد که کارکنان صریح تر میتوانند در پی اولویتهایشان باشند، بیشتر احتمال دارد که آنها بتوانند با مدیرانشان کنار بیایند و راضی از کار خود  باشند. هنگامی که کارمندان نیمه وقت به وضوح نیازهای خود را بیان می کنند، کارفرمایان می توانند انتظارات خود در مورد میزان تعهدات ، نه فقط در ابتدا، بلکه در طول مدت همکاری، بدانند. یک تحلیلگر سیستم برای یک شرکت بزرگ نفتی را در نظر بگیرید. هنگامی که او برای اولین بار به مدیرانش نزدیک شد، او درباره اولویت های شخصی اش رک بود: "من به آنها گفتم که می خواهم بیشتر در پرورش فرزندانم مشارکت کنم و می خواستم MBAم را شروع کنم. من توضیح دادم که می خواستم نیمه وقت کار کنم و برای من این موضوع غیرقابل توجیه بود. "این موضع دشوار تحلیلگر و مدیریتش را در درک درستی از آنچه که مورد نیاز بود، برای همکاری با یکدیگر برای طراحی یک راه حل عملی ارائه داد.که به مدت دو سال به یک معامله نیمه وقت منجر شد. تحلیلگر می تواند دو روز در هفته کار کند و سازمان موافقت کرد او نباید از تعهدات کاری خود بدون تردید بی اطلاع باشد. مدیر پروژه تحلیلی موافقت کرد که زمانی که او، تحلیلگر، خارج از دفتر بود، برخی از کمبودها را به عهده بگیرد. او توضیح داد که مدير آماده است تا وارد عمل شود، چون تحلیلگر یک سابقه درخشان داشت، و او اطمینان داشت که موفقیت پروژه را اولویت بندی می کند.

همانند تحلیلگر سیستم، تمام کارمندان نیمه وقت موفق در مطالعه ما افرادی بودند که قبلا کار تمام وقت را بصورت عالی انجام داده بودند. در واقع، کار نیمه وقت راهی مناسب برای هر کسی نیست که در یک محیط سنتی پیشرفت نکرده است. کارمندان نیمه وقت موفق ،قلق های شرکت می داند. آنها قوانین سازمان را آموخته اند، آنها به این قوانین تسلط یافته اند، و اکنون آماده تغییر آنها هستند. البته، هر کارمند نیمه وقت نمی تواند یا نمی خواهد چنین شرایطی را به طور واضح تعیین کند. اما اولویت های جدید خود را برای سازمان شفاف ساز خواهد کرد تا کارمندان در موقعيت های پاره وقت خود به درستی کار کنند، درست همانطور که آنها در زمان کار تمام وقت بودند.

استراتژی 2: کارمندان موفق در شغل نیمه وقت، پرونده های کسب و کار را در ملاقات های خود اعلام میکنند، که  تاثیرات غیر مخرب- حتی مثبت روی نتایج دارد.

به سادگی می توان گفت، دلیل اصلی مخالفت بسیاری از کارفرمایان و همکاران در مورد کار نیمه وقت این است که آنها معتقدند که کسب و کار را مختل خواهد کرد. آنها می ترسند کار در زمان تعیین شده انجام نشود و یا دیگر افراد، که در حال حاضر در ظرفیت کامل هستند، باید وظیفه های ناخواسته نیمه وقتان را انتخاب کنند. این نگرانی ها برحق هستند، به همین دلیل است که بخشی از نیمه وقتان در مطالعه ما آنها را نادیده گرفته در حاشیه نمیبینند.

اولا، بسیاری از نیمه وقتان به سازمان هایشان کمک می کنند تا ببینند که نیمه وقت شدن بهتر از ترک کامل شغل است. به دلایل آشکار، همیشه باید با این موضوع با ظرافت رفتار شود. هیچ کس دوست ندارد این را بشنود "شما خوش شانس هستید، من را در تمام وقت نظر بگیرید" اما واقعا هیچ دلیلی برای خیلی رک بودن وجود ندارد. کارفرمایان می دانند که نیمه وقتان سوابق موفقی دارند، و همچنین دانش درونی، روابط موجود و تخصص فنی دارند. آنها فقط نیاز به یک اشاره انگشت دارند تا به آنها یادآوری کنند چه اتفاقی می افتد اگر نیمه وقتان به رقابت بپردازند.

دوم اینکه، کارمندان نیمه وقت موفق، پرونده های کسب و کار را در ملاقات های خود به نمایش می گذارند و نشان می دهند که کار هنوز در حال انجام است، به خوبی و به موقع. یکی از راه های اساسی این کار،ایجاد همکاری قوی با همکاران خود است. در واقع، نیمه وقتان موفق در مطالعه ما همکاران خود را تا حد ممکن در انتقال اولیه از وضعیت تمام وقت به نیمه وقت مطلع و درگیر کردند. برای مثال، یکی از مهندسان خدمات مشتری، پیش از این که این ایده را به طور رسمی  مطرح کند، با تمام اعضای تیم خود بحث کرد: "عملا این کار باعث میشد که رئیسم با این ایده مخالفت نکند."

با این وجود، یک حالت نیمه وقت، در واقع نحوه انجام کار را تغییر میدهد. به عنوان مثال، در مشاوره های تجاری،یک خدمت با انعام بالا ، نیمه وقتان همیشه در اختیار مشتری نیستند. کار اضافی به ناچار به همکاران محول میشود، باعث ایجاد تداخل بین حتی گروه های صمیمی می شود. بنابراین، به نظر می رسد نیمه وقتان موفق برای اطمینان همکاران، طولانی ترین کارها انجام میدهند، که آنها به سادگی حق امتیاز خاصی ندارند. در حقیقت این به معنی یادآوری مردم است که اگرچه کمتر کار می کنند، حقوق کمتر نیز دریافت میکنند.

همیشه، برای نیمه وقتان مهم است که، مسئولیت های اضافی که همکاران و زیردستان  محول میشود را به عنوان فرصت ها در نظر بگیرند. بنابراین، نیمه وقتان موفق، در مورد کار کردن در حیطه نیازهای توسعه همکاران خود هوشیار هستند، به عنوان مثال، یک هموطن که نیاز به مهارت های تسهیل در کار دارد، جلسه ای را به عهده میگیرد که کارمند نیمه وقت نمیتواند به آن برود. به این ترتیب، او می تواند به همکاران کمک کند که از کار اضافی که به آنها داده می شود، بهره مند شوند.

در نهایت ایجاد یک پرونده کسب و کار برای یک برنامه کاهش یافته ، اغلب نیازمند طراحی دوباره توسط کارمند نیمه وقت است بنابراین در واقع کارشان با همان مقدار کار انجام می شود اما کارآمدتر می شود. کسانی که ما را مطالعه کردیم ،قادر به دستیابی به این بهره وری شدید بودند، تقریبا همیشه با انگیزه و متقاعد کننده بودند. یک مدیر خدمات مشتری برای یک شرکت تلفن را در نظر بگیرید. او این کار را به صورت نیمه وقت انجام داد. شخص سابق که در شغل او بود، یک شغل تمام وقت داشت. محتوای کار در کل کاهش نیافت. در واقع، آن افزایش یافته بود. اما مدیر سرویس این کار را در نصف زمان آن انجام میداد.

این اغلب مشابه است. تمام کارمندان نیمه وقت موفق در مطالعه ما داراي حکایتی از توانايي آنها براي فشار بيشتر در کار برای کاهش زمان بودند. و مدیران مصاحبه شده در مطالعه ما تایید کردند. مدیر دو مهندس که نیمه وقت کار می کردند، گفت: "ما احتمالا از کارمندان نیمه وقتمان به همان اندازه که از بعضی از کارکنانی که پنج روز در هفته حضور دارند، بهره می بریم."

استراتژی 3: کارمندان نیمه وقت موفق، روشی را برای محافظت از وقت خود در محل کار و برنامه ای برای محافظت از وقت خود در خانه ایجاد می کنند.

تحقیقات ما نشان داد که بخشی از کارمندان نیمه وقت موفق راه و روش کار را در طیف گسترده ای از روش ها می دانند. به عنوان مثال، یک تحلیلگر مالی در یک صنایع الکتریکی روزهایش را در دفتر، روزهای دوشنبه، چهارشنبه ها و جمعه ها تنظیم می کند. او ادعا کرد که مزیتش اینست که او با وضعیت کاری ارتباط برقرار می کند و ذهنش کمتر از حالت کار خارج میشود. اما یکی دیگر از کارمندان در مطالعه ما - یک مدیر اجرایی در یک شرکت بزرگ نفتی – با عکس این کار می تواند تمرکز خود را حفظ کند. او دوشنبه تا چهارشنبه هر هفته کار می کند.

صرف نظر از برنامه های خود، کارمندان نیمه وقت موفق، روش هایی را که برای همکاران و کارفرمایان شفاف هستند، ایجاد می کنند و به آنها کمک می کند که کار و خانه را در ذهن خود جدا کنند. از دیدگاه شرکت، ماهیت روال انتخاب شده بسیار کمتر از منظم بودن آن مهم است. به همین ترتیب، نیمه وقتان موفق در مطالعه ما تمایز خانه و کار با برنامه های شخصی، برای واضح شدن جایی که آنها هستند و زمان آنها، تعیین میکنند.

اما کارمندان نیمه وقت موفق از ساماندهی کار خود باز نمی ایستند. آنها همچنین توجه خود را به این که چگونه کارها پیش میروند زمانی که آنها نیستند، نیز جلب می کنند. به عنوان مثال، یک تحلیلگر سیستم، توضیح داد که چگونه همکاران میتوانند کارها را تا پنجشنبه راه بیندازند، زیرا می دانستند که او تا آن زمان به دفتر نمی آید. این باعث شد تا او روزهایی که تعطیل است بتواند دورادو افراد را نظارت کند. هر روز، او پیام های پست صوتی و ایمیل می فرستاد و تا مطمئن شود که کارها با روال عادی در حال جریان است. روال های ارتباطی به او اجازه می دانند زمانی که میخواهد ارتباط را قطع کند. آنها همچنین به همکاران خود میگفتند که  بدانند که او خیلی دور از دسترس نیست.

البته، روتین ها در توصیه آسان تر از عمل کردن به آنها هستند. کسب و کار همیشه در حال تغییرات است شرایط اضطراری اتفاق می افتد. جلسات به طور غیر منتظره پیش می آیند، اغلب برنامه نیمه وقتان را زمان بندی هواپیما ها بی نظم میکند. به همین دلیل است که نیمه وقتان در ایجاد برنامه روزمره خود باید قوانینی قاطع در مورد مشارکت آنها در جلسات تعیین کنند.

حالا ممکن است منطقی به نظر برسد که نیمه وقتان در تمامی جلساتی که هنگام حضور آنها در دفتر کار،‌به وقوع می پیوندد، حضور داشته باشند. پس از آن، غیبت در جلسات روزهای تعطیل، موردی از قوانین است. این بدان معناست که من به نظم این سازمان توجه نمی کنم. من موقعی که دوست دارم می آیم و می روم "چند تا از نیمه وقتان عمدا می خواهند چنین عبارتی را بگویند. اما تحقیقات ما نشان می دهد که یک تعداد شگفت آوری از کارمندان نیمه وقت تعدادی جلسات را، به عنوان بخشی از روال عادی غیبت میکنند حتی در زمانی که در دفتر حضور دارند. یک تحلیلگر سیستم که مصاحبه کردیم درمورد نیاز به حفاظت از زمان کار خود تردید داشت: "من تمایل به اجتناب از جلسات، مانند یک آفت، دارم. زیرا آنها اتلاف وقت است." در واقع، نیمه وقتان موفق، از اطلاعات درونی خود راجع به روتین های سازمانی، برای قضاوت های سخت کمک میگیرند، که کدام جلسات را می توانند به راحتی رد کنند و در کدام جلسات باید حضور داشته باشند.

حالا برای عرف ها ، اینکه کدام مهم هستند، ما پیدا کردیم، زیرا آنها مرزهای بین کار و خانه را تقویت می کنند که نیمه وقتان برای جلسات مهم باید تحمل کنند. بنابراین یک کارمند نیمه وقت توضیح داد که چگونه هر هفته، او مربی گری تیم بسکتبال دخترش را می کند و در تمام مسابقات شرکت می کند. یک کارمند نیمه وقت دیگر که در روزهای جمعه کار نمی کند، عمدا لپ تاپ خود را در روز پنج شنبه در محل کار می گذارد. و یک نیمه وقت دیگر وقت خود را با درس پیانو و کلاس های خیاطی پر می کند. او گفت: "من یک فرد منظم نیستم، اما زمانم را آگاهانه برنامه ریزی کرده ام."

بر خلاف روتین، عرف ها اغلب یک مفهوم نمادین دارند؛ که در آنها کارمندان نیمه وقت را مجبور می کنند نه تنها زمان، بلکه احساسات را در چیزی سرمایه گذاری کنند. ما از تعدادی از کارمندان نیمه وقت شنیدیم که می گویند که به طور مرتب در گروه های مختلف اجتماعی، از باشگاه های باغبانی تا گروه های رقص و گروه های مطالعه کتاب مقدس شرکت می کنند. این فعالیت ها انتظار میرود از کارمندان نیمه وقتت که  با افراد و مکان هایی که به کار مرتبط نیست،بپردازند و اغلب به کودکان و خانه ها مربوط نیست. این آیین هایی که کارمندان پاره وقت در زندگی خود مرتکب می شوند، از جمله موثر ترین هستند زیرا آنها صادقانه ارتباطات با جهان شناخته شده را قطع می کنند و روابط جدیدی را ایجاد می کنند.

استراتژی 4: کارمندان نیمه وقت موفق، از مدیریت ارشد، نه تنها برای محافظت آنها از شر بدبینان بلکه برای دفاع کردن از آنها در ملاقاتهای رده های بالا و پایین، قهرمان ساخته اند.

ماهیت فردی کار نیمه وقت هر کارمند نیمه وقت را یک نوآور سازمانی، با تمام خطراتی که نوآوری به آن نیاز دارد، می سازد. و مانند هر سرمایه گذاری پر ریسک، موقعیت پاره وقت، اغلب به یک حامی نیاز دارد، کسی که می تواند بر دیدگاهی که شرکت به تغییر کار تمام وقت به کار نیمه وقت دارد، تاثیر بگذارد. تجربه یک متخصص فناوری اطلاعات که در یک شرکت خط لوله گاز کار می کند را در نظر بگیرید. او در حالیکه استرس داشت،و وزنش کاهش مییافت، انجام دادن کارش را با بزرگ کردن سه بچه اش به طور همزمان غیر ممکن میدید. اگر چه همکارانش محبت داشتند، آنها نمیدانستند که چطور یک کار پاره وقت میتواند بدون آسیب رساندن به آنها عمل کند. بدون پشتیبانی برخی از افراد ارشد، متخصص فناوری اطلاعات هیچ وقت به آن دست نمی یافت. اما او برای تغییر وضعیت به شدت مبارزه کرد. او به طیف وسیعی از قهرمانان بالقوه صحبت کرد تا زمانی که سرانجام یک فرد دلسوز پیدا کرد. اگر چه او یک راه حل فوری نداشت، او توانست شخص دیگری را پیدا کند که به دنبال کار نیمه وقت باشد. در نهایت، او شغلی را که میتوانستند آن دو نفر با هم به اشتراک بگذارند را پیدا کرد.

تمام کارمندان نیمه وقت موفق در مطالعه ما قهرمانانی در مدیریت ارشد داشتند که به آنها کمک کردند تا بر موانع غلبه کنند که در غیر این صورت باعث شکست آنها میشد. این امر به ویژه برای زنان که از دوران تعطیلی زایمان بازمیگردد تصور میکردند (که اشتباه است) کارهای نیمه وقت به طور خودکار در انتظار آنهاست. قهرمان ها همچنین پس از حل و فصل ترتیبات کاری نقش مهم دیگری ایفا می کنند. اغلب، آنها با مشتریان، مدیران و همکاران مداخله می کنند که ممکن است اعتقاد داشته باشند که کارمندان نیمه وقت تا پایان معاملات نمی مانند. قهرمانان اغلب باید با مشتریان پا درمیانی کنند تا از کارمندان نیمه وقت در مقابل  خواسته های بیش از حد مصرف کنندگان محافظت کنند. اما قهرمانان نیز اطمینان حاصل می کنند که مدیران از مشارکت و فرصت های کارمندان نیمه وقت استفاده می کنند تا شرکت ها این حرفه ها را برای ارتقای شغلی ، پاداش ها و وظایف انتخابی در نظر بگیرند.

سرانجام، قهرمانان کارمندان نیمه وقت را در حلقه نگه می دارند. آنها اطمینان حاصل میکنند که کارمندان نیمه وقت می دانند که در پشت صحنه چه اتفاقی می افتد. یک قهرمان، به عنوان مثال، به تحلیلگر سیستم نیمه وقت خود هشدار داد که او در چند ماه گذشته به اندازه کافی در معرض دید نبوده است: "فکر میکنم شما باید با تیم خود صحبت کنید." "بعضی از افراد ناراحت هستند که اخیرا خیلی دور از کار بودید." در طول زمان، یک قهرمان خوب بعضی از مسئولیت ها را برای انجام کار نیمه وقت، به عنوان مربی نیمه وقت و محافظ می پذیرد.

هیچ نمایه ای از قهرمان ایده آل وجود ندارد، اما مطالعه ما همه آنها را به عوامل بسیار تاثیرگذار شبکه ، که عادت به استفاده از کاریزمای خود برای نفوذ در افراد در هر سطح از شرکت دارند، تشخیص داده است. آنها همچنین تمایل داشتند که نسبت به وضعیت کارمندان نیمه وقت همدردی کنند زیرا همسران یا دوستان خود سعی داشتند چالش های کار نیمه وقت را هدایت کنند. حمایت از کار نیمه وقت توسط آنها، به عبارت دیگر، اغلب دلیل شخصی داشت.

استراتژی 5: کارمندان نیمه وقت به آرامی، اما محکم به همکاران خود یادآوری می کنند که، با وجود وضعیت نیمه وقت خود، هنوز در بازی هستند و نمی توانند نادیده گرفته شوند.

علاوه بر نیاز به یک قهرمان قدرتمند، کارمند نیمه وقت همچنین باید یک شبکه قوی از متحدان در سازمان جلوگیری از در جاشیه ماندن، ایجاد کند. متأسفانه، به دلیل برنامه های تشدید شده کار، کارمندان نیمه وقت اغلب روی کار خود تمرکز می کنند تا داشتن گفتگو های کوتاه در راهروها. همانطور که یک مشاور در یک شرکت روابط عمومی آن را بیان کرد: "من می خواهم از سیاست و تمام چیزهایی که در اطرافم شناورند دور بمانم. من می خواهم روی کارم تمرکز کنم، بقیه من را پایین میکشند. "

تحقیقات ما نشان می دهد که چنین رفتاری در نهایت به یک کارمندی که مدت زمان زیادی را در اداره صرف نمیکند، آسیب می رساند. سخن چینی های دفتر، معمولا، کمک می کند که نیمه وقتان بیشتر در کار بمانند. در واقع، در ارتباط با ماندن در این مطالعه بسیار مهم است که ما برای تعیین یک کارمند نیمه وقت موفق به عنوان فردی که می تواند زمان را به صورت موثر هدر دهد،‌میبینیم. ایوان، تحلیلگر مالی نیمه وقت در برق، را در نظر بگیرید. او گفت که حفظ شبکه های اجتماعی اش یکی از بزرگترین عوامل موفقیت اوست. "برخی از مردم می گویند من فقط برای ناهار آمده ام!" او گفت. "من تقریبا هر روز که می آیم ناهار می خورم. اما این همان چیزی است که من اطلاعات غیررسمی را می خواهم که برای انجام کار نیمه وقت نیاز دارم."

علاوه بر رسیدگی به شایعات در این گفتگوهای غیررسمی، هم زمان بخشی از وقت کارکنان باید بر آنچه که با همکاران تمام وقتشان مشترک است تأکید داشته باشند. با گفتن "من از شما خیلی متفاوت نیستم"، نیمه وقتان می توانند به همکاران اطمینان دهند که آنها کار خاصی را انجام نمیدهند. نگاهی به حسابرس ارشد در شرکت خط لوله گاز، که با موفقیت حسادت همکارش نسبت به حضور خود در یک جلسه آموزشی بر طرف کرد. "او پیش من آمد و گفت:" اینجا چه کار میکنی؟ آیا حقوق میگیری که آموزش ببینی؟ بله، من به آرامی پاسخ دادم. "هر کارمندی اینطور است."

چالش واقعی برای پاره وقتان این است که حضور آنها را احساس کنند، زمانی که آنها اغلب خارج از دفتر هستند. جالب توجه است، هر یک از کارمندان نیمه وقت موفق در مطالعه ما، به رغم ساعت های زیادی که دور از کار بودند، برای به چشم آمدن در دفتر حقه هایی داشتند. بعنوان مثال، بعضی از کارمندان نیمه وقت، زمانی که در دفتر نبودند، پیام های صوتی ارسال می کردند. برخی پروژه های خود را مدیریت کردند و دیگران را نیز مورد حمایت قرار دادند تا نشان دهند که آنها بسیار درگیر بودند. یک بخشی که یک سری از جلسات پیچیده را تشکیل می دادند، از قبل برنامه ریزی و اعلام میکردند. او گفت: "فقط در صورتی که کسی شک و تردید داشته باشد." "من این اطراف هستم و قصد دارم برای مدت طولانی باشم". کارمندان نیمه وقت موفق نشان می دهند که نمی توان آنها را نادیده گرفت.

شروع کار بیش از 20 سال پیش، کار نیمه وقت حرفه ای یک آزمایش است که با نتایج متفاوتی مواجه شده است. در بیشتر موارد، ترتیب دادن کار یک تلاش زن که برای گذراندن زمان بیشتری با خانواده اش است. اما این امر لزوما به معنی نابودی کشف تعادل بین کار و زندگی نیست. بسیاری از کارکنان نمیه وقت مجبور به کار کردن بیش ساعاتی که در قرارداد ذکر شده، میشوند، و بسیاری از افراد تحت شرایط درجه دوم مشغول به کار هستند.

در عین حال، کار نیمه وقت سازمان ها را ناراحت میکند. این سوال واضح را در مورد این که چه کسی ضعف را برطرف میکند ، بر می انگیزد. و سوال های اساسی بیشتری در مورد ماهیت کار حرفه ای مطرح می کند. دقیقا یک کارمند برای چه کاری حقوق میگیرد؟ زمان یا خروجی کار. هنگامی که محدودیت ها بر اساس زمان وحقوق قرار می گیرند، چگونه باید این کار را به درستی در کار منعکس کرد؟

کارمندان نیمه وقت موفق با چنین مشکلاتی مواجه هستند. پنج استراتژی که ما از تجربیات نیمه وقتان موفق به دست می آوردیم برای کنار آمدن با این چالش ها موثر است. نه تنها به توافق نیمه وقت با سازمان کمک می کنند، بلکه خود سازمان را برای فرصت های کار نیمه وقت متمایل میسازد.

 

[1] جایزه ای مالی که در هر آخر سال به کارمندان می دهند.

موضوع این مقاله در مورد کار است

مقالات مرتبط

آیا تحصیلات عالی همچنان مردم را برای مشاغل آماده می کند؟

تحصیلات مقالات سایت هاروارد بیزینس ریویو
  • نویسنده
  • توماس شامرو پریموزیک، بکی فرنکیوز

برای اینکه ایده های بهتری داشته باشید، توجه کردن را تمرین کنید.

خلاقیت مقالات سایت هاروارد بیزینس ریویو
  • نویسنده
  • بیل تیلور

لطفا وارد پنل کاربری خود شوید :

پوشه مورد نظر را انتخاب نمایید:

افزودن پوشه جدید
اجرای عملیات