جنسیت

کارمند ایده آل یا مادر بی نقص؟

تاریخ انتشار مقاله 2019-01-01 تاریخ انتشار در سایت 1397/12/07

من یک مادر کارمند هستم. اغلب، این احساس تمام هویت من است. من به عنوان ویراستار در مجله هاروارد بیزینس ریویو[1] کار میکنم. و مادر دو فرزند 9 و 10 ساله هستم. بله، من همسر و دوستان و علایق دیگری هم دارم. اما اکثر اوقات، انرژی، و تمرکزم را روی دو چیز سپری میکنم: کار و بچه ها و اگر صادق باشم، تلاش برای برتری در هر دو حوزه، یک مبارزه دائمی، از کشنده و خسته کننده است. آیا می توانم در یک زمان یک کارمند ستاره(در سطح بالا) و مادر تمام عیار باشم؟ آیا من باید تعادل را حفظ کنم یا هر دو را ادغام کنم؟ زیاد روی این مسئله فکر نکنم یا روی آن فکر کنم؟ هدفم را روی "تمام آن را داشتن"  بگذارم یا "خوب بودن کافیست" ؟

میلیون ها زن هر روز از خودشان این سوال را میپرسند و پاسخ واضحی برای آن ندارند. با این حال، تجزیه و تحلیل و مشاوره در مورد مادر بودن (و یا به جای آن، از مادرانی که در خارج از منزل کار می کنند، از آنجایی که مادر شدن، مطمئنا خودش یک کار محسوب میشود) ادامه می دهد.

با این حال، آخرین کتاب ها در این مورد توجه من را جلب کردند اگرچه که من و همتایانم تنها مخاطبان هدف آنها نیستیم. آنها به ما نمی گویند که چگونه صبح هایمان را بهتر مدیریت کنیم و یا به زمانهای خواب بیشتر توجه داشته باشیم. آنها هیچ راهنمایی روی نمودارهای خسته کننده یا برنامه های کاراپول[2]، اولویت بندی ایمیل ها و یا وظیفه کاری ندارند تا هم  خانه و هم دفترکار را با هم هماهنگ کنند.

نه، این نسخه های جدید دید گسترده ای دارند، بیشتر در مورد کسب و کار ناتمام آن ماری اسلوتر[3]  هستد تا بدست آوردن فرصت شریل سندبرگ. آنها چگونگی تاثیرهنجارهای فرهنگی و سیاست دولت، بر زندگی مادران کارمند را در طول زمان و در سراسر موقعیت جغرافیایی، را در نظر گرفته اند. آنها درک عمیقی از چالش هایی که ما با آن روبرو هستیم را پیشنهاد میدهند و در بعضی موارد توصیه هایی در مورد چگونگی همکاری، که بتواند وضعیت را بهبود ببخشد، ارائه میدهند .

کتاب ساختن کار مادرانه[4] توسط جامعه شناس کایتلین کالینز[5]، وضعیت امور در سوئد را مورد بررسی قرار می دهد (که مدتها به عنوان مبنای برابری جنسیتی و رضایت مادران کارمند است)؛ آلمان شرقی سابق (جایی که یک سیستم کمونیستی است که مادران را به کار تشویق می کند)؛ آلمان غربی (که در آن فرهنگ با سیاست های طرفدار مادر مواجه نشده است)؛ ایتالیا (که زنان به نظر می رسد از خانواده و دولت حمایت می شود اما این احساس را نمی کنند) و ایالات متحده (جایی که ما کمترین کمک های سازمانی و دولتی را دریافت می کنیم، "غرق در استرس" هستیم).

کالینز با 135 زن مصاحبه کرد و بیشتر آنها سفید و متوسط بود، محدودیتی که او تصدیق می کرد - و لحن او قطعا دانشگاهی است. اما او لحظات تند و نیش دار را میگیرد. به عنوان مثال، سامانتا، یک وکیل در واشنگتن دی سی، می گوید: "قبل از اینکه من بچه داشته باشم، پیام این بود ... شما می توانید همه چیز را انجام دهید ... شما می توانید در صدر باشید "... همش مضخرفه ... من نمی توانم همه چیز را انجام دهم، اگر بخواهم به همه چیز برسم و مدام در تکاپو باشم، شکسته میشوم. "

دونتتا، یک استاد در رم، به یاد می آورد که چگونه مشاور دکترای خود به او گفت که باردار نشود، وگرنه زندگی کاری او تمام می شود. بنابراین، او توضیح می دهد، "در محل کار""شما حتی به خانواده خود اشاره نکنید ... شما تظاهر می کنید که هیچ کاری در خانه برای انجام دادن ندارید ." از مونیخ، اشتوتگارت و مصاحبه شونده های هیلبرن، کالینز شرایط "اعتیاد به کار[6] "و رابن ماتتر، یا" مادر زاغ  "، که اشاره به یک زن است که فرزند خود را در لانه رها می کند، میگویند. حتی یک مهندس استکهلم که از مرخصی زیاد والدینی بهره مند است، گزینه های کار نیمه وقت و فرهنگی است، تعادل کار و خانواده را ترویج می دهد و به فشار داخلی اشاره میکند و می گوید: "من فکر می کنم [من]... به اندازه کافی برای اطرافیانم وقت میگذارم... اما، متقاعد کردن خودم نیرنگ است. "

موضوع کالینز این است که، در حالی که سیاست های مترقی می تواند زندگی مادران کارمند را بهبود بخشد، باورهای فرهنگی و روایت ها باید در کنار یکدیگر حرکت کنند. و قانونگذاران و سازمان ها باید از پیامدهای ناخواسته مراقبت کنند؛ برای مثال، مرخصی های زایمان طولانی خوب هستند، اما این ایده را نیز تقویت می کنند که زنان باید مراقب اصلی کودک باشند.

شانی اورگد[7]، استاد دانشکده اقتصاد لندن، این دیدگاه را در کتاب جدید خود، ریاست خانه[8]، مطالعه ای جامع از 35 زن در انگلیس که کارشان را ترک کردند تا مادری در خانه باشند و الان کاملا پشیمان هستند، انجام داده است. اورگد فکر می کند که آنها "بحران های گسترده تر از جنس، کار و خانواده را در سرمایه داری معاصر نشان می دهند". در حالی که این مسئله در مورد برخی خانم ها بسیار سخت است، که استدلال او با کنار هم گذاشتن آنچه که نمایش داده شده در رسانه های مادران کارمند و خانه دار در مورد زندگی واقعیشان، قانع کننده است. "اورگد می گوید:" به جای آن که وضعیت مشخص ناسازگاری آنها را در زندگی خانوادگی و فرهنگ کاری ببینم ..."زنانی که من با آنها صحبت کردم، به عنوان شکست شخصی آن را تجربه کرده اند". آنها به سادگی نمی توانستند چگونگی انجام این کار را بیابند و بدتر از همه احساس می کردند که تقصیر آنهاست.

دو مورد متمرکز ایالات متحده به این کُر فمینیستی فراموش ” داشتن تمام آن “ توسط روزنامه نگار آمی وسترلت[9] و خدمتکارش استفانی لند[10]، است، که تجربیاتش را، به عنوان یک تمیز کننده خانه با حقوق کم و بزرگ کننده یک دختر جوان، به یک خاطره دلنشین تبدیل کرده است. از بعضی جهات، کتاب ها نمی توانند متفاوت باشند. وسترلت تاریخ کامل استخدام زنان آمریکایی را نشان می دهد و نشان می دهد که چگونه به مشکلات امروز رسیده ایم و به طرز قابل ملاحظه ای دامنه آن را گسترش می دهیم تا والدین و مادران اقلیت و LGBT[11] را از سطوح درآمد مختلف، درآورند. داستان لند یک گزارش دقیق از "کارهایی است که هیچ کس دیگر نمیخواهد انجام دهد" و هنوز هم نیاز به "هفت نوع مختلف کمک دولت برای زنده ماندن" داشته است. با این حال، دو نویسنده نیز پیام مشابهی دارند: مادران شاغل (به ویژه فقرا) بدون کمک زیاد نمیتوانند مدیریت کنند. وسترلد مانند کالینز و اورگد، خواستار تغییر سیاست و فرهنگ می شود و پس از آن از ویژگی های جدی و مفیدی را یادآور میشود: از سوبسید دولتی، جنسیت-آگنوستیک و تشویق پسران برای همکاری مراقبت روزانه از نوزادها و مردان برای انجام بیشتر وظایف خانه.

درکل ، این کتابها تصویری غمناک را نقاشی می کنند، اما نوعی راحتی را نیز ارائه می دهد. آنها به من اطمینان میدهند که تنش و احساس گناهی که من به عنوان یک مادر کارمند احساس می کنم، چیزی نیست که من بتوانم خودم و یا حتی با حمایت از شوهر متمرکز خانواده ام، پرستار خیلی خوب، دایره عزیز خواهران و مادر و رئیس بسیار ملاحظه گر و همکاران،حل کنم.این یک کل جامعه (شاید کمی بیشترمانند سوئد) باشد، تا بار مسئولیت را کاهش دهد.

 

در حالی که من و بسیاری دیگر از مادران کارمندی که من میشناسم ، دوست داریم 100٪  خود را به شغل و بچه هایمان بدهیم، ما نمی توانیم غیر ممکن را انجام دهیم.

 

 

[1] HBR

[2] توافق بین افراد برای انجام یک سفر منظم با یک وسیله نقلیه، معمولا هر شخص با نوبت رانندگی میکند.

[3]  Anne-Marie Slaughter

[4] Making Motherhood Work

[5] Caitlyn Collins

[6] این عبارت معادل فارسی نداشته و معنای آن زنانی که کار را به ازدواج و بچه دار شدن ترجیح میدهند، است.

[7] Shani Orgad

[8] Heading Home

[9] Amy Westervelt

[10] Stephanie Land

[11] lesbian, gay, bisexual, and transgendered مخفف


 

درباره نویسنده

ویراستار مجله هاروارد بیزینس ریویو

موضوع این مقاله در مورد جنسیت است

لطفا وارد پنل کاربری خود شوید :

پوشه مورد نظر را انتخاب نمایید:

افزودن پوشه جدید
اجرای عملیات